تبليغاتX
شبگرد
 

ذره ذره ی خاک شیراز طلا هم که بشود ، من می روم
خیالتان تخت ! نخواهم ماند .
شمارش معکوس این منه خسته از همه چیز ، آغاز شده است ..

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 9:32 AM توسط شبگرد

 

دلم می خواهد همين حالا بگذارندم بالای قله ی قاف ..
آن بالا روی تخته سنگی بنشینم و دستهایم را تکیه بدهم به تخته سنگ و پاهایم را دراز کنم ..
باد با شدت هر چه تمام تر بوزد زیر موهایم و توي اين ظلمات ، آرام بنشینم و دنیا را بدون تمام جزئیاتش و بدون تمام آدمهایش از آن بالا نگاه کنم  ....

من باشم و ماه و مشتري .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 0:10 AM توسط شبگرد |